أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

93

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

ديگر به جهت آن‌كه حق مطلب را ادا نكرده‌ام و آن‌چه را درباره اسلام گفته‌ام و در مورد مسيحيت نگفته‌ام و اين‌كه فشار و تفييقات بين مسيحيان كمتر از آن‌چه بين مسلمانان رواج داشته ، نبوده است ، شيخ مرا بىانصاف خوانده ، و اين گفته او درست است ، زيرا آن‌چه را « گاليله » از كاتوليك‌ها ديده ، بهتر از آن نيست كه « ابن‌رشد » از مسلمانان ديده است ! . . . و اگر من دربارهء اين حقيقت به تفصيل صحبت نكرده‌ام ، بدان جهت است كه نظر من معلوم بوده ، و نيازى به تكرار آن نداشته‌ام كه در يك محفل علمى ، همه آرا و اعمال خودم را تكرار كنم . . . من از مرد مسيحى نمىخواهم تا عقيده مسيحيتش را ترك كند ، ولى از مسيحيان و مسلمانان روشن‌فكر مىخواهم كه به علم آن‌قدر اهتمام كنند كه عقيده مانع آن نباشد . اينك مىبينم كه اين منظور در كشورهاى مسيحى انجام شده ، و اميدواريم عين اين عمل ، در كشورهاى اسلامى نيز انجام شود ، در آن روزى كه اين كار انجام گردد ، من و شيخ جمال‌الدين بايد به يكديگر تبريك بگوييم و همه دلخوش باشيم ! » . استاد « رنان » در تأييد رأى و نظرى كه ضمن كنفرانس اظهار كرده بود ، ادامه مىدهد تا اين‌كه در پايان امر به گفتارش خاتمه داد و گفت : « . . . شيخ جمال‌الدين يك رشته مطالب مهم در دسترس قرار داد كه درباره نظريه اساسى من ، به من كمك كرد و آن عبارت است از اين‌كه اسلام در نيمه اول موجوديتش ، در سرزمين‌هاى اسلامى مانع از هر حركت علمى نشد . « 1 » ولى در نيمه دوم موجوديتش ، حركت علمى

--> ( 1 ) . بسيارى از اين خاطرات را مرحوم محزومى پاشا و مرحوم شكيب ارسلان نقل كرده‌اند .